سلسله یادداشتهای «در ستایش آن قدرت اصیل!» (6)
ستیز با قدرت، ستیز حافظه با فراموشی است
سیاست داخلی
بزرگنمایی:
مقدمه: این یادداشت ششمین و آخرین یادداشت از سلسله یادداشتهای در ستایش آن قدرت اصیل است. بدیهیست این سلسله، با هدفی نگاشته شده که مرور هر ۵ شماره قبلی را، برای مخاطب پرسشگر و جویای پاسخ ضروری میکند. این شماره در ادامه یادداشت قبل، به راهبردهای عملی و پیشنهادات برای اقدام از دیدگاه آندسته از تحولخواهان منتقد به شعار وفاق و مخالف با مشارکت در انتخابات که اشارات آن رفت، تاکید میکند.
زهره رحیمی
مقدمه: این یادداشت ششمین و آخرین یادداشت از سلسله یادداشتهای در ستایش آن قدرت اصیل است. بدیهیست این سلسله، با هدفی نگاشته شده که مرور هر 5 شماره قبلی را، برای مخاطب پرسشگر و جویای پاسخ ضروری میکند. این شماره در ادامه یادداشت قبل، به راهبردهای عملی و پیشنهادات برای اقدام از دیدگاه آندسته از تحولخواهان منتقد به شعار وفاق و مخالف با مشارکت در انتخابات که اشارات آن رفت، تاکید میکند.
اما چه باید کرد؟
1.ترویج سواد مدنی که به معنای افزایش آگاهی مردم نسبت به حقوق خود، سازوکارهای قدرت و شیوههای اعمال قدرت مدنی است. این مهم از طریق فعالیتهای آموزشی و رسانهای مستقل قابلتحقق است. در این راستا باید دست به آموزش حقوق شهروندی و تقویت رسانههای مستقل و فضای مجازی بزنیم. ترویج فرهنگ کنشگری فعال و مقاومت مدنی به جای صرفاً مطالبهگری از حکومت و حرکت از مطالبهگری به کنشگری. کنشگری به معنای انجام اقدامات عملی در جهت بهبود شرایط است.
2. تقویت هویت جمعی و همبستگی اجتماعی در سایه موانع بزرگ اتحاد که همان پراکندگی و ازهمگسیختگی اجتماعی است. تفرقهافکنی میان اقشار مختلف اما همدرد جامعه (از طریق قطبیسازیها و سرکوبهای هدفمند) تلاشی در جهت پرهیز از شکلگیری نیروی جمعی است که باید بطور هوشمندانه آنرا بلااثر کرد، حالا از سوی هر جریانی که رقم میخورد. باید با تأکید بر منافع مشترک و ضرورت همبستگی اجتماعی به مردم یادآوری کرد که قدرت واقعی در همبستگی است. این مهم را میتوان با ایجاد فضاهای گفتگو و هماندیشی در بسترهای مختلف (مجازی و واقعی)، با تأکید بر نقاط مشترک و هدفهای کلان جامعه (مانند آزادی، عدالت، پیشرفت و حقوق برابر) و ترویج فرهنگ مشارکت مدنی و کنشگری جمعی از طریق نهادهای محلی، گروههای کوچک و فعالیتهای اجتماعی محقق نمود.
3. ارائه الگوی عملی از کنشگری مؤثر و ایجاد تغییرات از پایین به بالا. روشهایی چون تحقق پروژههای محلی که نشان دهد چگونه مردم میتوانند بدون وابستگی به حکومت، مسائل خود را مدیریت و حل کنند (مانند پروژههای محیطزیستی، مراقبتی، آموزشی یا خیریههای مستقل). ایجاد و تقویت نهادهای مدنی به عنوان هستههای کوچک قدرت اجتماعی که میتوانند بهعنوان واسط میان مردم و نهادهای حکومتی عمل کرده و به مطالبات مردم عینیت ببخشند. برای این منظور، تشکیل انجمنهای محلی و صنفی در حوزههای مختلف از آموزش تا محیطزیست و اقتصاد و سلامت و ... میتوانند فعال شوند و شبکهای از پایین به بالا را راه بیندازند. ایجاد شبکههای همبستگی اجتماعی در راستای افزایش همگرایی و کنش جمعی و تقویت خدمات اجتماعی و اقتصاد اجتماعی، از راههای مؤثر دیگر برای کاهش وابستگی جامعه به قدرت رسمی است. نهادهای غیررسمی اما کارآمد، که بخشی از وظایف حکومت را به عهده بگیرند و به مردم نشان دهند که میتوانند بدون اتکا به حکومت نیز زندگی بهتر را رقم بزنند. ما میتوانیم با حمایت از انجمنهای مستقل محلی در حوزههای مختلف (آموزش، بهداشت، حقوق شهروندی)دو با ایجاد شبکههای همیاری و حمایتی میان اقشار مختلف برای کاهش آسیبهای اجتماعی ناشی از ناکارآمدی حکومت گام برداریم. راهاندازی کسبوکارهای کوچک محلی و تعاونیها و جمعسپاریها، علاوه بر افزایش رفاه عمومی، میتواند به کاهش وابستگی مردم به ساختارهای حکومتی و ساختن قدرت از پایین کمک کند.
3.تربیت نسل جدیدی از کنشگران اجتماعی که بتوانند در نهادهای مدنی نقشآفرینی کنند و در جلب مشارکت مستقیم مردم و خودسازماندهیهای محلی و اجتماعی توانمند و کارآمد و دارای قدرت رهبری و مدیریتی و تشکیلاتی باشند.
4. بهچالش کشیدن هژمونی فرهنگی سیستم مدیریت و حکمرانی و همچنین نقد روایتهای مسلط حکومتی که خود را تنها منبع مقبول و بحق قدرت و تصمیمگیری معرفی میکند. افشای تناقضات حکمرانی و دولتداری، در ادعا و عمل از طریق تحلیلهای دقیق و مستند. روایتسازی و تولید و نقل روایتهای جایگزین که به مردم نشان دهد همخودشانند که صاحب حق و قدرت واقعی هستند و حکومت زمانی میتواند به مشروعیت خویش ببالد که نماینده واقعی خواست عمومی آنها باشد. استفاده از رسانههای مستقل برای گسترش این روایت و تقویت هویت مدنی مردم. ترویج مقاومتهای مسالمتآمیز و بدون خشونت در برابر روایت فساد و دروغ و تبعیض و رکود، به عنوان موضوعاتی که از بیشترین اجماع عمومی برخوردرند.
5. تقویت نوعی از امید و باوری که مبتنی بر عاملیت و اراده افراد است و نه واهی و شعاری و بدون پشتوانه. با مستندسازی و بازگویی داستانهای تجربیات موفق از کنشهای فردی و جمعی و جنبشهای مردمی در سراسر جهان که توانستهاند شرایط را تغییر دهند. تأکید بر این نکته که تغییر، یک فرایند تدریجی است و هر گام کوچک در این مسیر اهمیت سازنده دارد. گسترش پیامهایی که بر ارزش و تأثیر هر کنش فردی تأکید دارند و یادآور تاثیر سازنده کنشهای خُرد هستند. کنشهایی که از عهده هر انسانی برمیآید و نیاز به قهرمانان و خواص ندارد. همچنین برقراری گفتگوهای عمومی و نوشتارهای تأثیرگذار مبتنی بر نظریات عملی تاییدکننده برای ترویج همین ایده.
حزب اراده ملت ایران , حاما , افشین فرهانچی , احمد حکیمی پور , سوسیال دموکراسی , اصلاحات , اصلاح طلب , حسین اکبری بیرق , رحیم حمزه , پیام فیض , مسعود خادمی , زهره رحیمی