فرآیند انقلاب
اندیشه
بزرگنمایی:
در جامعه شناسی انقلابات تعاریف آشوب و انقلاب متمایز است لذا سعی شده با تکیه بر سه کتاب” چرا انسان ها شورش میکنند؟ “ نوشته تدرابرت گر(۱) ترجمه علی مرشدی زاد، کتاب توسعه و تضاد دکتر رفیع پور(۲) نظریه های انقلاب دکتر حسین بشیریه(۳)کتاب کالبد شکافی چهار انقلاب نوشته کرین برینتون(۴) و نظریه مرتون(۵)بررسی شود.
عباس امامی
در جامعه شناسی انقلابات تعاریف آشوب و انقلاب متمایز است لذا سعی شده با تکیه بر سه کتاب” چرا انسان ها شورش میکنند؟ “ نوشته تدرابرت گر(1) ترجمه علی مرشدی زاد، کتاب توسعه و تضاد دکتر رفیع پور(2) نظریه های انقلاب دکتر حسین بشیریه(3)کتاب کالبد شکافی چهار انقلاب نوشته کرین برینتون(4) و نظریه مرتون(5)بررسی شود.
فرق شورش وآشوب با انقلابات میزان سازمان یافتگی و تمرکز بر خشونت است این تمایز را اکشتاین ارائه داده است.
-آشوب، خشونت نسبتا خودجوش سازمان یافته همراه با مشارکت مردمی قابل ملاحظه شامل اعتصابات سیاسی خشونت بار،شورشها و درگیریهای سیاسیون و شورشهای محلی.
- توطئه، خشونت بسیار سازمان یافته با مشارکت محدود شامل سوءقصد های سیاسی سازمان یافته، کودتا و طغیان
- جنگهای درون کشوری خشونت سیاسی بسیار سازمان یافته همراه با مشارکت گسترده به منظور سرنگونی رژیم و درهم شکستن دولت مستقر طراحی میشود و همراه با خشونت گسترده میباشد شامل تروریسم و جنگ پارتیزانی در مقیاس وسیع، جنگهای داخلی و انقلابها “(1)ص31و 32
توالی عمده در خشونت سیاسی ابتدا در بروز نارضایتی آغاز میشود در مرحله دوم این نارضایتی سیاسی میشود و نهایتا به تحقق عمل خشونت آمیز علیه موضوعات یا بازیگران سیاسی میانجامد.
نارضایتی حاصل از ادراک محرومیت نسبی،شرط اساسی و برانگیزاننده مشارکت کنندگان در خشونت جمعی است.
محرومیت نسبی از مهمترین عوامل برانگیختن توده ها است آنجا که میان انتظارات ارزشی انسان ها و توانایی های ارزشی آنها تعریف میشود انتظارات ارزشی، کالاها و شرایط زندگی ای هستند که مردم خود را مستحق آنها میدانند و توانایی های ارزشی کالاها شرایطی هستند که فکر میکنند در صورت در اختیار داشتن ابزارهای اجتماعی میتوانند آنها را بدست آورند و حفظ کنند. آن دسته از شرایط اجتماعی که بدون افزایش تواناییها سطح متوسط یا شدت انتظارات را افزایش دهند باعث شدت نارضایتی میشوند.
لذا نارضایتی حاصل از محرومیت، محرکی کلی برای اقدام است و هرچه شدت نارضایتی بالا باشد احتمال خشونت بیشتر است.
در بروز انقلابات مردم حتما به هزینه فایده علیه کارگزاران توجه میکنند.مهمترین شاخص هزینه فایده میزان خشونت نظام است هرچه مقدار خشونت بیشتر باشد مردم راههای مسالمت آمیز را ترجیح میدهند.استمرار خشونت در دراز مدت تیغ دولبه است و موجب فرسودگی و کاهش سرمایه اجتماعی میشود.
همچنین باور به اینکه خشونت چقدر میتواند ما را به کسب ارزشهای نادر و مفید برساند خود میتواند منبع مستقلی برای خشونت سیاسی باشد کسب و ابتیاع ارزشهای مذهبی و استقلال طلبانه در زمره ارزشهای نادری هستند که منبع مستقلی برای خشونت سیاسی میتواند باشد.
تجربه خشونت های گذشته نیز در میزان موفقیت خشونت بسیار حائز اهمیت است(1) ص34.
اگر نیروهای مخالف و نظام دارای قدرت برابر باشند حجم خشونت سیاسی افزایش میابد و احتمال جنگ داخلی زیاد میشود (1) ص35
کنترل قهر آمیز رژیم های مستبد بجای آنکه نارضایتی را کاهش دهند باعث افزایش آن میشوند و میتوانند تبدیل به آشوب و حرکتهای انقلابی تمام عیار شود(1)ص35
-یکی دیگر از عوامل انقلابات سرکوب تمایلات و عقاید مشروع و به بیراهه کشیده شدن امیال و خواسته های کاملا بجای آنها و یا خنثی کردن آن است (1)ص70 نظریه ادوارز
ویلیام پتی نظریه پرداز جامعه شناسی (1623-1687)میگوید” انقلاب زمانی بوقوع میپیوندد که اکثریت عظیمی از جامعه فراتر از حد تحمل خود احساس کنند در تنگنا هستند” (1)ص70
کروزیر(1913-2003) اعتقاد دارد وجه مشترک در تمامی شورشها سرخوردگی است یعنی توانایی شخص در انجام کاری که تمایل زیادی به انجام آن دارد و در شرایطی که کنترلی بر آن ندارد. (1)ص71
یاس و ناامیدی در رسیدن به آرزوها همچون بذری برای باروری انقلاب است محرومیت عامل فروگشا برای کنش انقلابی نقش ایفا میکند.
-آیا نارضایتی از وضع موجود منجر به انقلاب میشود؟
لزوما نارضایتی از وضع موجود منجر به انقلاب نمیشود.برای وقوع انقلاب نیاز به عواملی است که در یک بستر تاریخی و تجربه گذشته قابل دسترس است.
پدیده انقلاب باید سالها و بارها مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد چون:
-1 انقلابات هر چند وجوه اشتراک زیادی با هم دارند اما تفاوت های قابل توجهی هم نشان میدهند لذا هر انقلاب باید با توجه به شرایط و مجموعه عوامل بوجود آورنده آن مورد بررسی قرار گیرد.
2 -تئوری ها و قوانین علمی که برای تبیین انقلابات بکار میرود از علوم مختلف( جامعه شناسی، تاریخ روانشناسی، علوم سیاسی و....) بوده و فقط به یک رشته خاص نمیباشند این تئوری ها با هم فرق دارند و هیچ یک نمیتواند بتنهایی ادعای کامل بودن را داشته باشد
-3 شروط وقوع یعنی شواهد تجربی که برای اثبات فرضیه ها و تئوری ها بکار میروند نسبت به متغیرهای هر تئوری و فرضیه خاص متفاوت خواهد بود.
بر پایه شواهد تجربی تبیین ا
نقلاب ایران بواسطه جدید بودن راحت تر است و به قول خانم سکاچ پل استاد جامعه شناسی انقلاب دانشگاه هاروارد انقلاب ایران تمام ضوابط یک انقلاب بزرگ را دارا است.(2)ص28 رفیع پور
مهمترین عوامل انقلاب اسلامی
1 - نابرابری که مولفه های ذیل در نابرابری همراه با شاخص اندازه گیری قابل محاسبه است
-ادراک نابرابری
-قدرت ادراک ( آموزش ، مسافرت، مذهب و وسایل ارتباط جمعی)
- آموزش مانند سپاهی دانش
- ارتباطات (شبکه های اجتماعی و ماهواره )
-2امکان ادراک محلات فقیر نشین و مرفه
-3 ارزیابی نابرابری مشاهده وضع دیگران و مقایسه با وضع خود
-4 مقایسه اجتماعی
-5 رشد اقتصادی
-6 رشد نیاز در قشر متوسط
-7 امکان رفع احساس محرومیت نسبی
-8سلطه ( عدم مشارکت در فرایند تصمیم گیری )
-9 بروز تضاد و بسیج مردم( سرکوب انتقادات )
-10 گسترش جریان انقلاب و نقش مذهب( شریعتی، نهضت آزادی و سازمان های چریکی اسلامی )
-11 قالب بین المللی و تسهیل گری
-12 رهبری انقلاب
-13 سازمان دهی انقلاب
همه این موارد بخشی از وقوع انقلاب را تبیین میکند و از ادغام آنها میتواند به تئوری های انقلاب رسید.
-دکتر حسین بشیریه معتقد است کاهش سرکوب های سیاسی در شرایط آزادی سیاسی فرصت بسیج نیروهای انقلاب را فراهم میکند فرصتی که در سالهای آخر نظام پهلوی منجر به انقلاب 57 بدنبال فضای باز سیاسی شد. او همچنین معتقد است ایدئولوژی ها وقتی توانایی بسیج جامعه را دارند که بعنوان ایدئولوژی کل جامعه باور شوند.
برای بحرکت درآمدن جامعه نیاز به یک گفتمان مشترک و مورد قبول اکثریت میباشد.
-بشیریه میگوید رهبران کاریزما نقش موثری در بسیج توده ها دارند ولی لزوما هر رهبر کاریزما توانایی انقلاب ندارد و بسیاری از رهبرانی که قدرت کاریزما داشتند در زندان جان باختند ولی تعدادی از آنها توانستند با گرد هم آوردن مردم در دوران ضعف نظام های مستقر انقلاب کنند رهبران کاریزما ارتباط عاطفی مناسبی با مردم برقرار میکنند و منافع بخش بزرگی از جمعیت را تامین میکنند.
با این جمع بندی میتوان گفت پیدایش وضعیت انقلابی از سه عنصر نارضایی ،سازمان و بسیج و شیوه جهت گیری قدرت دولتی است.
ولی بسیاری از جوامع علیرغم داشتن این تئوری ها دچار انقلاب نمیشوند یعنی لزوما نارضایتی منجر به انقلاب نمیشود.
-الکسی دوتوکویل(1805-1859) معتقد است تضاد و تعارض به خودی خود موجب تحول انقلابی نمیشود مگر آنکه گروههایی که متاثر تضاد از آن تضاد هستند اعتقاد پیدا کنند که وضعشان ناعادلانه و غیر قابل تحمل است طبعا تصور ناعادلانه بودن بر حسب یک نظام فکری متفاوت از نظام فکری حاکم پدید میآید بدیگر سخن یعنی پیدایش شرایط انقلابی مستلزم تحول در جهان بینی و برداشت گروههای اجتماعی نسبت به مسائل و امور است بعبارت دیگر شیوه نگرش نسبت به مسائل قدیمی باید دگرگون شود در نتیجه میان دو دستگاه نگرشی تعارض پیش میآید و این تعارض منجر به حذف دیگری میشود.(3)
-جیمز سی دیویس میگوید آنچه یک گروه را به حمله به حکومت وا میدارد صرفا محرومیت یا بینوایی نیست بلکه شکاف تحمل ناپذیر میان آنچه مردم میخواهند و آنچه بدست میآورند(4) ص34
انقلاب ها لزوما در جوامعی زاده نمیشوند که از نظر اقتصادی سیر قهقرایی داشته باشند بلکه بر عکس این انقلاب هادر جوامعی رخ داده اند که از نظر اقتصادی پیشرفت داشتند.(4) ص36
-درمجموع انباشت نارضایتی توده ها
- رهبری،سازمان دهی و شبکه سازی
-توافق نخبگان و اکثریت مردم در مورد آلترناتیو نظام حاکم از مولفه های مهم وقوع انقلاب هستند.
مرتون جامعه شناس آمریکایی ایجاد فشار به جامعه را در پنج بند تشریح میکند (5)
-1 جامعه پویا و عاری از آنومی بگونهای است که ابزار ارتقا و رشد بخوبی فراهم شده اند در این مرحله جامعه دچار نظم و همنوایی است.
-2 اهداف خوب تعریف میشوند و راههای دسترسی به آن مشخص است اما ابزار مناسب و مشروع وجود ندارد
وقتی راههای مشروع بسته میشود جامعه از هر وسیله ای برای رسیدن به آن استفاده میکنند نظریه ماکیاولی
-3 نظام فرهنگی وظایف خود را انجام نداده و جامعه بسمت مناسک گرایی سوق داده میشود.( عرفان و صوفی گری )
-4 نظام فرهنگی اهداف را خوب تعریف نمیکند و نظام اجتماعی وسایل مورد نیاز را فراهم میکند بنابرین مردم نه اهداف را قبول دارند و نه وسایل را و جایگزینی هم وجود ندارد در این مرحله جامعه به واگرایی سوق داده میشود ازدیاد خودکشی و مهاجرت بی رویه و اعتیاد از مشخصات این جوامع هستند.
-5 در مرحله آخر مردم اهداف و وسایل را قبول نمیکنند و برای جامعه آرمانی خود اهداف و وابزار های جدیدی پیشنهاد میکنند در این مرحله شکست ساختارهای فرهنگی و اجتماعی رخ میدهد در این فرایند نخبگان اهداف و ارزشهای جدید و راههای رسیدن به آن را تعریف میکنند که معمولا منجر به انقلاب میشود.
حزب اراده ملت ایران , حاما , افشین فرهانچی , احمد حکیمی پور , سوسیال دموکراسی , اصلاحات , اصلاح طلب , حسین اکبری بیرق , رحیم حمزه , پیام فیض , مسعود خادمی , زهره رحیمی